تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
339
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
ضرورت مىنمايد ، براى حضرت حق ثابت باشد به نحو وجوب براى او ثابت خواهد بود . البته در هيچ مجردى هيولى و ماده كه حامل امكان وجود چيزى است نيست ، و در مجرد هيولى و ماده نيست تا امكان و استعداد داشته باشد ، پس خلقت مجرد از همان آغاز وجود تام است و مجرد حالت انتظاريه ندارد . و الحاصل : حيات ، صفت كمال است ، البته حيات ذاتى ، كمال است و اكمل از حيات بالعرض است . و لذا به حكم قاعدهء عامه ، وجود اقدس الهى داراى حيات ذاتى است . حيات يا وصفى است كه علم و قدرت از لوازم آن است و يا به مجموع علم و قدرت ، حيات گفته مىشود ؛ چون حيات عبارت از درّاكيت و فعاليت است . بيان سمع و بصر در حق تعالى راجع به سمع و بصر الهى سه احتمال هست : يكى اينكه بصيريت و سميعيت او به علم او برمىگردد . « 1 » به عبارت ديگر : علم اوست كه به اشياء احاطه دارد و در مبحث علم گفتيم كه همهء اشياء اعم از مبصرات و مسموعات و غير آنها و به عبارت جامعتر ، سراسر نظام عالم ، علم اوست كه به اضافهء اشراقيه ايجاد شده و نزد او حاضر است و لذا مرجع بصر و سمع و غير آنها به علم اوست . ديگر اينكه شيخ اشراق گفته است : بصر و سمع او به علمش برنمىگردد بلكه علم او به سمع و بصرش برمىگردد . « 2 » تفصيل مطلب اين است كه چنان كه رياضيين گفتهاند : مبصرات به اين جهت مرئى واقع مىشوند كه نورى و شعاعى از جليدتين بر آنها مىافتد و آنها نزد نفس حضور
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : كشف المراد ، ص 289 ؛ نقد المحصل ، ص 287 ؛ شرح مواقف ، ج 8 ، ص 89 . ( 2 ) - مطارحات ، در مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 1 ، ص 488 ؛ حكمة الاشراق ، درهمان مجموعه ، ج 2 ، ص 150 و 153 .